پاچهگیری
زهرا هستم یه عدد عصبی پاچهگیر
ببین الان فلفل داره کنارم حرف میزنه و یه داستانی رو با هیجان تعریف میکنه و من حوصله ندارم اصلا
دوست دارم زودتر بخوابه و من نمیدونم بعدش میخوام چیکار کنم خوابمم میاد شاید خوابیدم
خوابیدن بچه هم یه دردسریه واسه خودش
الان امادهی انفجارم و امیدوارم هیچ کدوم از اعضای خانواده پرش به پر من نخوره چون بدجوری قراره دعوا راه بندازم😂 چرا؟ واقعا نمیدونم الکی الکی
مثلا الان از اینکه دستم خشکه و نیاز به مرطوبکننده داره هم عصبی میشم
فلفل همچنان داره حرف میزنه و این وسط بهم میگه اعصابت نمیاد؟ یعنی اعصابت خورده؟😂😂 حالا من چی بگم به این فلفل
صد در صد که پشت هر پاچه گرفتنی یه دلیل کاملا موجه وجود داره ولی شاید باورتون نشه که حتی حوصله ندارم به منشا این اعصابخوردی فکر کنم
تو خونمون وقتی یکیمون اعصابش بیخودی خورده پاچه شلوارمونو میگیریم بالا میگیم بیا، بیا اینو بگیر دیگه راحتمون کن( یعنی پاچه بگیر و تموم کن دیگه😂) راستش خیلی این حرکت خودمو دوست دارم و حس خوبی میده این کار با اینکه بیادبیه
خیلی دوست داشتم امروز کتاب بخونم یا تو دفتر خاطراتم بنویسم اما متاسفانه نشد
حتی خونه هم نامرتبه برای منی که قبل خواب خونه رو تمیز میکردم اینم میتونه یکی از دلایل پاچهگیری باشه
شاید حتی ناتوانی در تصمیمگیری هم بتونه بکی از عوامل باشه
به هر حال خدایاشکرت برای لحظه به لحطهی زندگیم