عروسک قشنگم
سلام وبلاگیای گل
چ خبرا چطورین خوبین خوشین سلامتین
بنده کارای سختم رو یکی پس از دیگری انجام داده و به اتمام رسوندم و حالا هم که دارم مینویسم. از جمله کارای سخت میشه به انتخاب اسم عنوان هم اشاره کرد واقعا برای من سخته😂
قیچی حنا هنوز پیدا نشده و نمیدونم قراره کی پیدا شه.
بدنم به خوابِ دبشِ طولانی نیاز داره.
کتاب چشمهایش رو میخوندم و خوشم اومده بود ازش تا اینکه چند روزیه تصمیم گرفتم کلا از خوندن و نوشتن فاصله بگیرم.
این مدتی که مادر شدم با اینکه گاهی زمان پیدا میکنم که تمرینای کلاس رو انجام بدم یا برم سراغ کتاب خوندن زمانم رو هدر میدادم ومفید نمیگذروندم. میدونم شاید بهونه باشه و اصلا خوب نیست که اهدافت رو به تاخیر بندازی؛ اما حقیقتش اینقدر در طول روز انرژی میزارم برای حنا که دیگه وقتای استراحت و بیکاری رو نمیخوام یه ذره هم برای چیزی از مغزم کار بکشم یعنی قدرت تمرکز ندارم.
حالا همینکه زمان استراحتم کارای مفید نمیکردم عذاب وجدان میگرفتم. یعنی نه به اون کارای خوب میرسیدم نه از این کارای چرند مثل اینستا و یوتوبگردی لذت میبردم.
این شد که چند روز پیش تصمیم گرفتم برای مدتی عذاب وجدان رو کنار بذارم خواستم برم سراغ کتاب و کارای کلاس جلوی خودم رو بگیرم و کلا هیچ کاری برای اینکه از عذاب وجدانم کم بشه رو انجام ندم.
میخوام رها باشم و فاصله بگیرم از حرفای ذهنم که مدام مغزمو میخوره.
فردا مهمونم و خوشحالم از این بابت.
از اینکه هوا خوب شده خوشحالم
منتظر بارونم
راستی علاوهبر خودم جدیدا حنا هم با دیدن ماه ذوق میکنه به باباش میگه ماه رو ببین قشنگه
تونل رو هم مثل خودم دوست داره و وقتی وارد میشیم سوت میزنه البته که بلد نیس و فقط اداس😂
حرف زیاده ولی فعلا همینا دیگه
پ،ن: شبکه کیدز یه تبلیغ عروسک داره که میگه عروسک قشنگم سارا سارا سارا، حرف میزنی تو با من سارا سارا سارا. حالا از صبح این اهنگه تو ذهنم پلی میشه، اسم عنوانم واسه همینه